قیمت بنزین
بدون شرح...
ترانه: قیمت بنزین (Price of Gasoline)
آلبوم: اخطار خاموش (Silent Alarm)
گروه: بلوک پارتی (Bloc Party)

در اینجا دانلودش کنید.
I've been driving, a mid-sized car
Never hurt anyone
Is that a fact?
Is that a fact?
Is that a fact?
Is that a fact?
من ماشین معمولیم را میراندم
هیچوقت کسی رو زیر نگرفتم
این واقعیته؟
این واقعیته؟
این واقعیته؟
این واقعیته؟
The price of gas keeps on rising
Nothing comes for free
Make like a stone, make like a plant
Make like a stone, make like a plant
I can tell you, how this ends
قیمت بنزین بیشتر میشه
هیچی مجانی نیست
درستش کن عین سنگ، عین کارخونه
درستش کن عین سنگ، عین کارخونه
میتونم بهت بگم تهش چی میشه
We're gonna win this
We're gonna win this
We're gonna win this
ما پیروز میشیم
ما پیروز میشیم
ما پیروز میشیم
With spades and truncheons, guns and trowels
That is how the war will be won
Just swat the fly
Just swat the fly
Just swat the fly
Just swat the fly
با بیلها و چماقها، اسلحهها و مالهها
این طوری در جنگ پیروز میشیم
مگس رو با مگس کش بزن
مگس رو با مگس کش بزن
مگس رو با مگس کش بزن
مگس رو با مگس کش بزن
Taking care of cars and bodies
Nothing ever comes for free
The ghosts are here
The ghosts are here
Red white and blue
Red white and blue
مراقب ماشینا و جسدا باش
هیچ مجانی بدست نمیآد
اشباح اینجان
اشباح اینجان
قرمز سفید و آبی
قرمز سفید و آبی
I can tell you how this ends
We're going win this
We're gonna win this
We're gonna win this
We're gonna win
میتونم بهت بگم تهش چی میشه
ما پیروز میشیم
ما پیروز میشیم
ما پیروز میشیم
پیروز میشیم
برای آرا اصلانیان
محسن آزرم عزیز در موخرهای که برای فیلمنامه پیش از طلوع و پیش از غروب نوشته از فرانسوا تروفو نقل قولی میآورد با این مضمون که فیلم خوب را قبل از دیدنش هم میدانی خوب است.
این حرفی است که شاید به سختی میشود برای آدمها گفت. و مسلماً عدهای کم هم شامل باشد.
ما روز هشتم دسامبر سال ۲۰۰۹ یکی از همین عزیزان کم شمار را به خاک سپردیم.
آرا اصلانیان دهه چهارم زندگیش را تمام نکرده بود که مرگ مجالی برایش نگذاشت و او را که بازیگری پرتوان، عکاسی ماهر و نوازندهای قوی بود را از ما گرفت.
تابستان سال ۱۳۸۶ بود که با بر سر نمایش «شخونس میهران» که در باشگاه آرارات اجرا کردیم، آشنا شدم و طی سه چهار ماه کار علاقهی خاصی به شخصیتش پیدا کردم.
با اینکه دوستی کوتاهی بود اما واقعاً افتخاری بود آشنایی با این مرد عزیز
چه روز غریبی بود تشیع جنازهاش... از آن کبوترهایی که مدام دور کلیسای خیابان جمهوری پر میزنند، تا آن جماعت، تا مراسم سر خاک و بعدش باشگاه و بدرقه و خداحافظ با این دوست هنرمند...
روحش شاد...


خوراک وبلاگ
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر نشانی وبلاگ مجاز است.
نقل کامل يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسؤوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.


