It's a Miracle

اواخر تابستان سال پيش يکی از دوستانم که اهل بيرجند است تصادف شديدی کرد. 72 ساعت در کما بود و وقتی به هوش آمد تمام اعضای بدنش از کار افتاده بودند، حتی تکلمش را هم از دست داده بود. در اصل نيمة چپ مغز از بين رفته است. اين را می شود از حفره ای که در سرش است تشخيص داد. امروز برای دومين بار او را ديدم...
فقط می توانم بگويم يک معجزه رخ داده بود. او راه می رفت و حرف می زد. هنوز دست چپش کار نمی کرد، و پای چپش کمی مشکل داشت. اما خيلی بهتر از آن آدمی بود که روی تخت افتاده بود و صدايی از خودش در نمی آورد.

به افتخار محمد احراری عزيز، دوست مهربانم ترانة "اين يک معجزه است" اثر جاودان راجر واترز را ترجمه و تقديم می کنم.
محمد احراری اين برای تو...

Miraculous you call it babe
You ain't seen nothing yet
They've got Pepsi in the Andes
Mcdonalds in Tibet
Yosemite's been turned into
A golf course for the Japs
عزيزم بگو معجزه آساست
ولی هنوز هيچی از آن را نديدی
آنها در کوه های آند پپسی دارند
تو تبت مکدونالد
پارک جنگلی يوسميت
شده زمين بازی گلف ژاپنی ها
The Dead Sea is alive with rap
Between the Tigris and Euphrates
There's a leisure centre now
They've got all kinds of sports
They've got Bermuda shorts
The had sex in Pennsylvania
دريای مرده با رپ زنده ست
بين دجله و فرات
آرامشی برقرار است
همه طور ورزشی دارند
شلوارهای برمودايی دارند
در پنسيلوانيا سکس می کنند
A Brazilian grew a tree
A doctor in Manhattan
Saved a dying man for free
It's a miracle
Another miracle
By the grace of God Almighty
And pressures of marketplace
The human race has civilized itself
It's a miracle
يک برزيلی درختی پرورش داده
يک دکتر در منهتن
مرد دم مرگی را مجانی طبابت کرده
اين يک معجزه ست
معجزه ای ديگر
با ياری خداوند متعال
و فشار بازار
نسل بشر خودش متمدن می شود
اين يک معجزه ست
We've got a warehouse of butter
We've got oceans of wine
We've got famine when we need it
Got a designer crime
We've got Mercedes
We've got Porsche
Ferrari and Rolls Royce
We've got a choice
ما انبارهای پر از کره داريم
اقيانوسهای شراب
هر وقت لازم شد قحطی
يک طراح جنايت
مرسدس
پورشه
فراری و رويز رويز
ما قدرت انتخاب داريم
She said meet meIn the Garden of Gethsemane my dear
The Lord said Peter I can see
Your house from here
An honest man
Finally reaped what he had sown
And farmer in Ohio has just repaid a loan
او گفت مرا در باغ ببين
خداوند گفت پطرس از اينجا
خانه ات را می بينم
مردی صادق
بالاخره آنچه کاشته بود را برداشت
و يک کشاورز در اوهايو قرضی را پرداخت
It's a miracle
Another miracle
By the grace of God Almighty
And pressures of marketplace
The human race has civilized itself
It's a miracle
اين يک معجزه ست
معجزه ای ديگر
با ياری خداوند متعال
و فشار بازار
نسل بشر خودش متمدن می شود
اين يک معجزه ست
We cower in our shelters
With our hands over our ears
Lloyd-Webber's awful stuff
Runs for years and years and years
An earthquake hits the theatre
But the operetta lingers
Then the piano lids comes down
And break his fucking fingers
It's a miracle
ما دستمان را می گيريم به گوشمان
و در آلونکهای خودمان مخفی می شويم
مزخرفات ليليود وبر
سالها و سالها و سالهاست که دارند اجرا می شوند
زلزله ای در تئاتر رخ می دهد
ولی گروه نمايش ناچيز ادامه می دهند
بعدش در پيانو پايين می افتد
و انگشتهای گه اش را خورد می کند
اين يک معجزه ست

۱۵ تير ۱۳۸۷





نظر خوانندگان:


صالح  [www|@] :   (سه‌شنبه، ۲۵ تير ۱۳۸۷، ساعت ۱:۳۶ بعدازظهر)

ای ول


















لطفن عدد داخل مستطیل را وارد کنید:   

   


هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.