نابخشودة سه
هنوز وقت نکردم دربارة آلبوم آخر متالیکا بنویسم.
اما به نظر من این آلبوم تا امروز جزو یکی از بهترین آلبومهای آنها بوده است.
زنده باد متال، زنده باد متالیکا!
به افتخارشون می ریم که ترجمة نابخشودة سه رو داشته باشیم:
در ضمن این ترجمه ناقابل تقدیم می شه به دوست عزیزم حامد لطفی، که نیمی از خاطرات من با متالیکا از او است:

How could he know this new dawn's light
Would change his life forever?
Set sail to sea, but pulled off course
By the light of golden treasure.
Was he the one causing pain
With his careless dreaming?
Been afraid, always afraid,
Of the things he's feeling.
He could just be gone.
He would just sail on
He'll just sail on.
چطور می تواند بداند این سپیده دم نوین
زندگی اش را تا ابد تغییر می دهد؟
او به دل دریا زده است، مسلم
نور طلا چشمش را گرفته است.
آیا اوست که دارد به خاطر این رویایی بی پروا
درد می کشد؟
از چیزهایی که احساسشان می کرد،
می ترسید، همیشه می ترسید.
فقط می تواند گم شود.
او فقط به دریا می زند
او فقط در دریا می گردد.
How can I be lost, if I've got nowhere to go?
Search for seas of gold, how come it's got so cold?
How can I be lost? In remembrance I relive.
And how can I blame you, when it's me I can't forgive?
چطور می توانم گم شده باشم، اگر جایی برای رفتن نداشته باشم؟
به دنبال دریایی از طلا، چطور همجا سرد شد؟
چطور می توانم گمشده باشم؟ دوباره به دریا زدن را به خاطر می آورم.
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم، زمانی که خودم آنی هستم که نمی توانم ببخشایم؟
These days drift on inside a fog
(It's) Thick and suffocating.
His sinking life, outside its hell
Inside, intoxicating.
He's run aground. Like his life,
Water much too shallow.
Slipping fast, down with his ship
Fading in the shadows.
Now a castaway.
They've all gone away.
They've gone away.
این روزها در دل مه قدم می گذارم
مه غلیظ است و خفه خوان آور.
زندیگ رو به زوالش، بیرون جهنم است
درون سرمستی آور.
او به زمین می خورد. همچون زندگی اش،
که در آب کم عمق رفت.
آب سریع زیر قایقش می لغزد
او در دل سایه ها گم می شود.
او حالا یک فرد دور افتاده است.
تمامشان رفته اند.
رفته اند.
How can I be lost, if I've got nowhere to go?
Search for seas of gold, how come it's got so cold?
How can I be lost? In remembrance I relive.
And how can I blame you, when it's me I can't forgive?
چطور می توانم گم شده باشم، اگر جایی برای رفتن نداشته باشم؟
به دنبال دریایی از طلا، چطور همه جا سرد شد؟
چطور می توانم گمشده باشم؟ دوباره به دریا زدن را به خاطر می آورم.
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم، زمانی که خودم آنی هستم که نمی توانم ببخشایم؟
Forgive me.
Forgive me not.
Forgive me.
Forgive me not.
Forgive me.
Forgive me not.
Forgive me.
(Forgive me) Why can't I forgive me?
مرا ببخش.
مرا نبخش.
مرا ببخش.
مرا نبخش.
مرا ببخش.
مرا نبخش.
مرا ببخش.
مرا نبخش.
(مرا ببخش) چرا نمی توانم خودم را ببخشم؟
Set sail to sea, but pulled off course
By the light of golden treasure.
How could he know this new dawn's light
Would change his life forever?
How can I be lost, if I've got nowhere to go?
Search for seas of gold, how come its got so cold?
How can I be lost? In remembrance I relive.
So how can I blame you, when it's me I can't forgive?
او به دل دریا زده است، مسلم
نور طلا چشمش را گرفته است.
چطور می تواند بداند این سپیده دم نوین
زندگی اش را تا ابد تغییر می دهد؟
چطور می توانم گم شده باشم، اگر جایی برای رفتن نداشته باشم؟
به دنبال دریایی از طلا، چطور همه جا سرد شد؟
چطور می توانم گمشده باشم؟ دوباره به دریا زدن را به خاطر می آورم.
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم، زمانی که خودم آنی هستم که نمی توانم ببخشایم؟
25 مهر 1387
خوراک وبلاگ
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر نشانی وبلاگ مجاز است.
نقل کامل يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسؤوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
salam .
lotfan email ro chek kon
....
az in metallica ye jadid hamin ye ahangesh ro bezoor mishe tahamol kard! ooon cynide ham bad nabood....
albate man zyad ahle metallica nistam.
bye
اقا حال دادی بد جور دمت گرم من با این البومشون 100 برابر حال کردم
من از اهنگ all nightmare long خیلی خوشم اومد و به افتخارش اسم وبلاگ جدیدمو گذاشتم all nightmare long
ممنون از اینکه ترجمه کردی قصد دارم یه مقاله راجع بهشون بنویسم ولی منبع کم دارم
ممنونم آراز عزیز
دیروز مولوی بودم
فکر کردم دیروز رو می گی
البته اتفاقی اونجایی شدم
اگه وقت شه حتماً می آم
توی برنامه نمایشنامه خوانی دیدمت
امید که موفق باشی
مطلب تازه ات هم خوندم
قلمت رو می بوسم
زنده باد آراز !
زنده باد MetallicA