کُلدپلی برای ناتور
خیلی عجیبه. وقتی به شعرهایی که توی این وبلاگ ترجمه کردهام نگاه میکنم، میبینم نصف بیشترشان را تقدیم کردم به این و آن. حس یه دی جی رادیو رو دارم که هر از گاهی آهنگی برای یکی از دوستانش پخش میکنه.
وای خدایا واقعاً دوست داری هفتهای دو ساعت یک چنین ایستگاه رادیویی داشته باشم و واقعاً آهنگها رو براشون پخش کنم. ولی من فقط اینجا میتونم یه آدرس از آلوم بذارم که هر کسی خودش بره دانلودشون کنه. حیف امکانات ضعیفه! و نکته بدتر اینکه ترجمهها هم چنگی به دل نمیزنه! نمیدونم، امیدوارم این کار رو بیشتر به یک حرکت نمادین از روی دلتنگی در نظر بگیرید تا "ترجمه" شعر! چون در نهایت باید این آهنگها را شاید. امیدوارم یک روز بتوانم هفته ای دو ساعت برنامه رادیویی دلخواهم را داشته باشم...
و حالا چند وقت پیش دوستمان ناتور در وبلاگش از کلدپلی نقل قول کرده بود.
عید است و این ترانه، یعنی Life in Technicolor ۲ (بله شماره دومش، یعنی نسخه با شعر آن( رو به یاد تمام ناامیدیها و امیدهای سال گذشته و سال پیش رو برای ناتور میگذارم.
به امید هر آرزویی که دارد.
یک توضیح ضروری است: دوستان فراموش نکنند که این آهنگ از آلبوم دومی است که امسال کُلدپلی به آلبوم تازهاش اضافه کرد. یعنی دنباله آلبوم تازهاش. میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید.

There's a wild wind blowing
Down the corner of my street
Every night there's headlights, glowing
There's a cold wind coming
On the radio I heard
Baby, it's a violent world
باد شدیدی می وزد
در گوشه خیابانم
هر شب نورها به چشم می خورند
باد سری می وزد
از رادیو
عزیزم، دنیای خشنی است
Oh love don’t let me go
Won’t you take me where the street lights glow
I can hear rain coming
I can hear the sirens sound
Now my feet won’t touch the ground
آه عشقم مرا رها نکن
نمیخواهی مرا ببری جایی که نورهای خیابان برافروخته هستند؟
صدای باران را میشنوم
صدای آژیرها را میشونم
حالا دیگر پای من زمین را لمس نمیکند
Time came a creeping
Oh and time’s a loaded gun
Every road is a ray of light
It goes oooooooonnnn
Time only can lead you on
Still it’s such a beautiful night
زمان زیرزیرکی دارد میرسد
آه و زمان یک اسلحه سر پر است
هر راهی یک شعاع نور است
و بیانتهههها
تنها زمان میتواند تو را پیش برد
هنوز هم شب زیبایی است
Oh love don’t let me go
Won’t you take me where the street lights glow
I can hear rain coming
Like a serenade of sound
Now my feet won’t touch the ground
آه عشقم مراه رها نکن
نمیخواهی مرا ببری جایی که نورهای خیابان برافروخته هستند؟
صدای باران را میشنوم
صدای آژیرها را میشونم
حالا دیگر پای من زمین را لمس نمیکند
Gravity release me
Oh and never hold me down
Now my feet won’t touch the ground
جو زمین آزادم کرد
آه و دیگر مرا به خودش نگرفت
حالا دیگر پای من زمین را لمس نمیکند
1 فروردین 1388
خوراک وبلاگ
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر نشانی وبلاگ مجاز است.
نقل کامل يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسؤوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.



نظر خوانندگان:
ممنون آراز جان...این پستت کلی حس خوب داد بهم. راستی کلیپ این کار را دیدهای و دیوانهبازی رفقا را...؟ :)
اره اراز پدارم جان درست می گه کلیپ این کار خیلی محشر از آب در اومده واقعا دیدنیه
امیدوارم که دیده باشی
ممنون رنگی به این بعد از ظهر کسل کننده دادی
----------
آره دوستان کلیپش هم باحاله! مگه می شه کلدپلی بد باشه؟
پسر اين كار اندازه اين كه يك فيفا رو هفت به صفر ازت ببرم به من حال داد.پسر تو معركه اي
ترجمه که خوبه ....
آقا، شرمنده، لینک دانلود خراب بود.
thank u
,it was really great
Good job,keep going :D